سخن مدیر مسئول
(مجید جعفرزاده کسیانی)
پایان عصردیکتاتورها
سرانجام بعد از قرنها تحمل جور و فساد و خفقان ملت های جهان بویژه در خاورمیانه که زیر سلطه ی حکومتهای دیکتاتوری، پادشاهی و سلطنتی و یا به اصطلاح جمهوری های مادام العمر یا موروثی جانشان به لب رسیده و یکی پس از دیگری به پا خاسته اند تا بساط اینگونه حاکمان جبار را برای همیشه برچیده و آنها را به زباله دانی تاریخ بسپارند. در تونس یک جوان لیسانس که از فرط بیکاری و نداری با ارابه ای چوبی بصورت دوره گردی سبزی میفروخت مورد آزار و اذیت مامورین دولتی قرار میگیرد و نهایتا از فرط ناراحتی دست به خود سوزی و خودکشی میزند که آتش شعله های این جوان تحصیل کرده تونسی سراسر کشور را فرا میگیرد و نهایتا آتش خشم به دامن رییس جمهور بن علی میرسد و او هم بلافاصله فرار را بر قرار ترجیح میدهد. در یمن هم بن صالح رییس جمهور 32 ساله بلافاصله اعلام میکند که در انتخابات آینده هرگز شرکت نخواهد کرد اما مردم یمن میگویند 32 سال اختناق بس است، همین حالا برو،؛ و نهایتا در مصر هم که حسنی مبارک بیش از سه دهه است که با 83 سال سن با نامبارکی و تقلب و زور بر کرسی ریاست جمهوری جلوس نموده و قصد داشته و دارد آنرا به هر طریقی که شده همچون علی اف ها به پسرش واگذار نماید دچار آتش خشم ملت مصر گردیده اما گویا قدرت و مقام ریاست جمهوری به قدری این دیکتاتورها را شیفته ی خود نموده است که با مرگ بیش از صدها نفر به این زودی ها قصد ترک منصب غصبی ریاست جمهوری را ندارند ولی آنچه نگارنده را به تعجب وا میدارد این است که چرا این دیکتاتورها از سرنوشت اسلاف خویش و از تاریخ درس عبرت نمیگیرند؟ این یک علامت سوال بزرگی است که در ذهن کوچک نگارنده نقش بسته است. آری نگارنده با دیدن تصاویری از تظاهرات مردم مصر در این ایام دهه فجر درست یاد انقلاب سال 57 خودمان می افتم، آری درست در آخرین روزهای مانده به پیروزی انقلاب شاه مخلوع قصد داشت ملت ایران را با دو شقه نمودن ملت( مخالف و موافق) و با دادن پول و پله و اسلحه به دست به اصطلاح موافقین آنها را به جان مخالفین و انقلابیون بیاندازد و اینک این مبارک است که با اجیرنمودن عده ای مزدور قمه و چاقو بدست و اسب و شتر و خودرو سوارآنها را به جان معترضین مسالمت جوی مصری در میادین و خیابانها انداخته تا مردم را زیر گرفته و له و لورده کنند ولی براستی که دیکتاتورها چنان شیفته ی منصب و قدرت و ثروت گشته اند و میگردند که عقل خویش را هم از دست میدهند چرا که هرگز از اسلاف خویش درس عبرت نمیگیرند.
امید که ملت های تحت ستم و خفقان در هر کجای جهان از دست حاکمان ظالم و فاسد با هر نام و عنوانی هم که بوده باشند رهایی یافته و با بدست گرفتن واقعی سرنوشت خود و کشور خویش طعم واقعی آزادی و آزادگی را بچشند، انشاءالله...
چاپ شده در شماره جدید هفته نامه (نوید صبح) به تارخ 14/11/89
کلمات کلیدی :